لژیون محسن میرزامحمدی
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است
درباره وبلاگ


از قلم است كه گام های بلندش در سراسر گیتی روان و جاری می گردد٬ گوئی جوی ها به هم می پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشكیل دهند و آن محتوا را به
انسان ها برسانند٬ این ها مجموعه ای هستند كه اهداف و خواست های بشری را شكل می دهند و از تصور به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می رسانند

مدیر وبلاگ : محسن میرزامحمدی
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : کامران کریمی

فلسفه ین یانگ چیست؟

یِن و یانگ (خیر و شر)

آن هایی که با یوگا، ذن، تائو یوگا آشنا هستن یا از بودیسم و لامائیسم و ادیان هند و چین و چین باستان اطلاعاتی دارن می دونن این علامت چیه. در حکمت چین باستان ین و یانگ نشانه ی تعادل در جهان و هستی به حساب میاد. ین یا بخش تیره ی این علامت: تاریکی، سنگینی، شر، بیماری، اندوه، خشونت، نفرت و...

یانگ یا بخش روشن این علامت: روشنی، سبکی، شادی، سلامتی، امید، عشق، و...

در حکمت چین ریزترین عنصر مثلا" یک دانه ی شن تا کلّ جهان باید «ین و یانگ» مساوی داشته باشند وگرنه همه چیز به هم می ریزه.

مثال می زنم: وقتی ین زمین زیاد میشه و یانگ کم، امکان زلزله و بی آبی و... و برعکس اگر یانگ زمین زیاد بشه امکان گرما و خشکسالی و بی کاری و تنبلی و مصرف بیش از حد هست...

وقتی طبیعت چهار فصل در گردش باشه و گیاه و حیوان به شکل معمول رشد کنن و آدم ها به اندازه ی معمول خسته یا شاد باشن ین و یانگ مساوی شده.

قسمت سیاه دایره به نام ین نامیده می شود. ” ین ” نمایش دهنده کلیه چیز هایی است که در عالم وجود دارد:

حالت منفی، حالت مثبت، حالت آرام، امور واقعی(خیالی)، ماه، تاریکی، شب، اموری که مربوط به جنس مونث می باشد و …

قسمت دیگر دایره یعنی قسمت سفید یانگ نامیده می شود. ” یانگ ” به کلیه ی موارد مثبت، استحکام، چیزهای واقعی دنیا، جنس نر، خورشید، روشنی، روز و …

اشتباه عمده مردم در این است که سمبل ین/یانگ را یکی می دانند در “تای چی ” نیز سمبل ین یانگ بر خلاف یکدیگرند.

در حقیقت تمام موارد موجود در سمبل ین یانگ در فکر و مغز مردم پرورانده می شود.

خورشید هیچگاه مخالف ماه نیست بلکه این ها تکمیل کننده یکدیگرند و ما هرگز بدون هیچ یک از آن ها نمی توانیم زنده بمانیم. در گفتاری دیگر وجود جنس مونث، جنس مذکر را تکمیل می کند، بدون جنس مونث چگونه معنی جنس مذکر را بفهمد؟!

وجود دو جنس مخالف در کنار یکدیگر فلسفه ین یانگ است.

شخصی در حال راندن دوچرخه می باشد هیچ گاه نمی تواند با هر دوپا در یک جهت بر پدالها فشار بیاورد در این صورت دوچرخه هیچ گاه حرکت نخواهد کرد. حرکت پدال ها در جهت خلاف یکدیگر در ظاهر باعث حرکت دوچرخه به جلو خواهد شد پس حرکت و جنبش نیاز به یگانگی و فشار و رهایی دارد. هر کدام از اینها مکمل و دلیل یکدیگرند.


با احترام کامران کریمی




نوع مطلب :
برچسب ها : یین و یانگ، مقالات،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 اسفند 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

سومین جلسه از دوره دوم سری کارگاه های آموزشی مجازی، آقایان همسفر کنگره60، با استادی آقای "علی میرزامحمدی"  و با دستور جلسه "لژیون در داخل و خارج از کنگره" برگزار گردید.
پس از ورود انسان به زمین خاکی و به امانت گذاشتن جسم مادی در نزد او، دو هدفی که برگرفته از طبع بلند پرواز و خیر طلب آدمی بود، خودنمایی می کرد. آن دو هدف آموزش و خدمت بودند. در پی قرن ها متفکران و آندیشمندان اعصار مختلف در پی مسیر و راهی بودند تا بتوانند به تحقق هر چه بهتر این دو امر یاری برسانند. بعد از فرمان تشکیل لژیون توسط بنیانگزار کنگره60 که در همین راستا بود، اثرات و پیامدهای مثبت آن ذره ذره در گذر زمان پدیدار شد. البته شایان ذکر است، لژیون در زیر چتر بزرگ کنگره60 معنا و مفهوم پیدا می کند و اگر این رابطه قطع گردد، ارزش های آن دستخوش تغییر خواهد شد. انسان به مانند کارخانه ای پیچیده و مملو از عجایب است که مانند دیگر کارخانه ها دارای ورودی و خروجی می باشد.

آموزش، ورودی این کارخانه و خروجی آن الزاماً خدمت می باشد و اگر این پروسه دچار مشکل شود، برای مثال خروجی که همان خدمت است، وجود نداشته باشد، ماهیت خود کارخانه زیر سؤال خواهد رفت و محکوم به شکست خواهد بود. لازم به ذکر است که خود خدمت یا خروجی، نقش آموزش یا ورودی را برای یک انسان دیگر دارد و انسانها این گونه با یکدیگر با آموزش در رابطه  هستند.

یکی از تجلی گاه های این پروسه مقدس، لژیون می باشد. در لژیون آموزش به نحو مطلوبی بین رهجویان و راهنما رد و بدل می گردد و زمانی که این فرآیند با پیوند محبت و بستر حرمت عجین شود، اعجاب می نماید.

لژیون ماند رود جاریست و زلال و بهترین بستر جهت انتقال راهکارهای کاربردی و عملی، چه در مقوله اعتیاد و چه در مبحث اضداد و نیروهای بازدارنده می باشد. خروجی این جلسه در فرآیند زمان ناگزیر باید مسافری در مسیر تزکیه و پالایش و از جنس خدمت باشد و البته فاکتورهای خواست، تلاش و حضور را نباید نادیده گرفت.

این است کیمیاگری لژیون و صد البته کنگره60، با منابع ناب آموزشی و نیروهای تزکیه شده و آموزش گرفته در جهت و مسیر ارتقا به بالاترین درجات انسانی و در نهایت رسیدن به مکانی که از آن انشعاب یافته ایم.

ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم / خرقه از سر بدر آورد و به شکرانه بسوخت


" تا باد چنین بادا"

با احترام : همسفر علی میرزا محمدی رهجوی آقای حشمت جعفری

منبع : وبلاگ نمایندگی آکادمی





نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران، لژیون،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 اسفند 1394 :: نویسنده : کامران کریمی
آپلود عکس


همیشه به بهترینها  فکر کن ...

 

قانون طبیعت این است که تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می کنی .

هیجان قدرتی دارد که جذب میکند. تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی کرد .

مثلا حیوان فورا متوجه میشود که تو از او وحشت داری. هیچکدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد. تصادفی در عالم هستی وجود ندارد .

هیجان ، انرژی در حرکت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می کنی انرژی ایجاد میکنی. اگر به اندازه کافی انرژی جا به جا کنی ماده به وجود می آوری .

فکر انرژی خالص است ...

هر فکری که تو اکنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است .

انرژی حاصل از فکر هرگز نمی میرد. این انـرژی از فکر تـو و ذهن تـو وارد عالم هستی می شود و بـرای ابد ادامه پیدا می کند .

همه افکار به هم مربوط هستند. افکار با هم تلاقی پیدا می کنند .

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا مـی کنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابـل باور به وجـود می آوردند .

همان طور که دو چیز مشابه همدیگه را جذب می کنند دو انرژی مشابه هم یکدیگر را جذب می کنند و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آوردند .

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فکرشان( دعا. امید. آرزو. رویا. ترس ) به اندازه کافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آوردند .

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیـگری خودش را نشـان دهد جز آن که آن طریقی کـه تو تصور مـیکنی خودش را نشان خواهد داد. تو با فکر کردن خلق می کنی .

پس همیشه به بهترینها فکرکن ...

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم .

ما میتوانیم نحوه بیان خود را تغییر دهیم. برای نمونه :

مسئله دارم ... نگوییم مشکل دارم

شاد و پر انرژی باشید ... نگوییم خسته نباشید

صد در صد خواهد شد ... نگوییم ای کاش میشد

عالی هستم ... نگوییم بد نیستم

معمولا این پرسش مطرح گردد که انسان بدون نیاز یا لذت بردن نمی تواند وجود داشته باشد. لازم به توضیح است، آنچه در حال حاضر نام نیاز بر آن گذارده ایم نیاز واقعی نیست، بلکه نیاز و خواسته های ( من فکری) است که به منظور استحکام بخشی و سرپا نگه داشتن توهم شخصیت در ذهن ما شکل می گیرند. لذت نیز چنین است، ما برای فرار از رنج خود بیگانگی واضطراب به لذت پناه می بریم تا در پی بی خبری نسبت به خود به سربریم .

بسیاری از افراد به عنوان مهم ترین وظیفه فردی، خود را موظف و مجبور به تامین نیازهای شخصیت شان می بینند، زیرا این اجبار را به حضور در دادگاه ملامت و سرزنش فکری ترجیح می دهند. این افراد تصور می کنند هر چه بیشتر به نیازهای شخصیتی شان پرداخته و به آن اهمیت دهند، شخصیت مستحکم تری از خود ارائه داده اند، غافل از اینکه تنها نتیجه این نمایش پوچ اجتماعی، سنگین تر شدن توشه ترس های فکری است بابت چیزی که نیستند اما وانمود مـی کنند هستند .بیگـانگی انـسان با خـود و جهـل و نا آگاهی ناشی از آن، همواره بیشترین سهم را در سو استفاده انسان از انسان داشته و دارد .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 اسفند 1394 :: نویسنده : کامران کریمی
آپلود عکس" alt="" />



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 بهمن 1394 :: نویسنده : کامران کریمی





افسردگی یک بیماری روانی‌ست که باعث احساس غم و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود. اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها علاقه داریم، می‌‌باشد. اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما دچار بیماری افسردگی شده‌اید..

 

بیماری افسردگی بر طرز فکر، احساس و رفتار شما تاثیر می‌گذارد. افسردگی می‌تواند، باعث ابتلای به انواع بیماری‌های جسمی و روانی شود. افراد افسرده ممکن‌است در انجام وظایف روزانه ناتوان بوده و حتی احساس کنند، زندگی ارزش زندگــی کردن ندارد. برخلاف تصور افراد افسردگی فقط یک ضعف و ناتوانی نیست و نمی‌توان آنرا به سادگی نادیده گرفت، بلکه یک بیماری مزمن ماننددیـابت، فشارخـون و است که باید برای درمان آن اقدام کرد. اکثرافراد مبتلا به بیماری افسردگی بعد از مصرف دارو، جلسات مشاوره و یا سایر اشکال درمان، بهبود می‌یابند.

علایم بیماری افسردگی

برطبق انستیتوی ملی سلامت روانی آمریکا، افرادیکه درچار اختلال افسردگی هستند، علایم و نشانه‌های یکسانی ندارند.

 بعضی از علایم معمول و متداول افسردگی شامل:

  • مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
  • خستگی و کاهش انرژی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
  • بدون امید به آینده و بدبینی
  • بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
  • بیقراری و نا‌آرامی
  • ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش، شامل رابطه جنسی و
  • از دست دادن لذت به زندگی
  • پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
  • سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
  • کاهش میل جنسی
  • گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی

علایم معمول افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است کمی با علایم بزرگسالان متفاوت باشد، نشانه‌های افسردگی در کودکان و نوجوانان می‌تواند، شامل:

  • در کودکان نشانه‌های افسردگی شامل، ناراحتی، بیقراری، نگرانی و ناامیدی باشد.
  • نشانه‌های افسردگی در نوجوانان شامل، اضطراب، عصبانیت و دوری از اجتماع باشد.
  • تغییر در طرز تفکر و برنامه خواب هم یکی دیگر از علایم معمول هم در نوجوانان و هم در کودکان می‌باشند.
  • در کودکان و نوجوانان، افسردگی در کنار سایر بیماریها شامل اضطراب و یا اختلال کم توجهی و بیش‌فعالی رخ می‌دهد.
  • کودکان دچار بیماری ممکن‌است در انجام وظایف مدرسه دچار مشکل شوند.

برای بعضی از افراد علایم افسردگی آنقدر شدید است، که فهمیدن آن به سادگی ممکن می‌باشد، اما بعضی دیگر بدون اینکه بدانند، چرا احساس غم و ناراحتی می‌کنند.

دلایل ابتلا به افسردگی

معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی می‌باشد. بعضی از این عوامل شامل:

  • انتقال دهنده های عصبیاین مواد شیمیایی طبیعی مغزی با حال و حوصله شما ارتباط مستقیم داشته و نقش کلیدی در افسردگی ایفا می‌کند.
  • هورمون‌هاتغییر در سطح هورمون‌های بدن، می‌تواند عامل ابتلا به افسردگی باشد.
  • عادات ارثیافسردگی در افرادیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی دارند، شایع‌تر است.
  • حوادث زندگیحوادثی خاص همچون مرگ یا از دست‌دادن کسانی‌که دوستشان دارید، مشکلات مالی و استرس شدید، می‌تواند باعث ابتلای شما به افسردگی شود.
  • آسیب‌ها و مشکلات کودکیآسیب‌های و حوادثی شامل، از دسـت دادن والدیـن، تجاوز جنسی و می‌تــواند تاثیرات دائمی بر مغز گذاشته و خطر ابتلای به افسردگی را افزایش دهد.

چه کسانی در خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

معمولا افراد در سنین نوجوانی و یا بین دهه دوم و سوم زندگی رخ می‌دهد، اما محدودیت برای آن وجود نداشته و افراد در همه سنین دچار ممکن است، دچار افسردگی شوند. تعداد زنان مبتلا به افسردگی معمولا دوبرابر زنان می‌باشد، اما این آمار دقیق نبوده و شاید بخاطر مراجعه بیشتر زنان به پزشک بوجود آمده باشد. افرادیکه هریک از شرایط زیر درباره آنها صدق می‌کند، خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی آنها را تهدید می‌کند:

  • زنان
  • کسانیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی وجود دارد
  • تجربیات آسیب زننده در کودکی
  • افرادیکه دوستانشان افسرده هستند
  • کسانیکه اعضای خانواده و یا کسانیکه دوست داشته‌اند را از دست داده‌اند
  • کسانیکه به تازگی زایمان کرده‌اند (افسردگی پس از زایمان(
  • کسانیکه سابقه افسردگی دارند
  • کسانیکه به بیماریهای خطرناک از قبیل سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی،آلزایمر و یا اچ ای وی/ ایدز
  • کسانیکه عادات شخصیتی و رفتاری خاصی دارند، مثلا افراد بسیار وابسته، بدون عزت نفس، بدبین و
  • معتادان به الکل و موادمخدر
  • افرادیکه داروهای خاصی از جمله، داروی فشارخون، قرص خواب و یا سایر داروهای خاص

انواع بیماری افسردگی

انواع مختلفی از بیماری افسردگی وجود دارد، که در ادامه فقط آنها را نام می‌بریم:

  • افسردگی اساسی
  • افسردگی مزمن (dysthymia)
  • افسردگی دو قطبی (اختلال دوقطبی)
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی روانی
  • افسردگی پس از زایمان
  • اختلال خلقی ناشی از مواد (SIMD)

عوارض بیماری افسردگی

افسردگی یک بیماری جدی و مهم است که می‌تواند باعث اثرات وحشتناکی برروی فرد و خانواده‌ی وی شود. افسردگی درمان نشده، می‌تواند باعث بوجود آمدن مشکلات عاطفی، رفتاری و جسمی‌ شود. این عوارض می‌توانند شامل:

  • اعتیاد به الکل
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • اضطراب
  • مشکلات درسی و یا کاری
  • مشکلات خانوادگی
  • منزوی شدن
  • خودکشی
  • آسیب رساندن به بدن، مثلا زخم کردن خود

شیوع بیماری افسردگی

در ایالات متحده آمریکا حدود 14.8 میلیون نفر از بزرگسالان از افسردگی اساسی رنج می‌برند. نرخ خودکشی در بیماری افسردگی نسبت سایر انواع بیماری روانی بالاتر است. متاسفانه بیشتر افرادیکه دچار بیماری افسردگی می‌باشند، بدنبال درمان نمی‌روند. بدون شناسایی و درمان بیماری، افسردگی می‌تواند شدیدتر و سخت‌تر شود.

راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی

هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدم‌هایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی و دوستی، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوان‌کننده می‌باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : افسردگی، مقالات،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 بهمن 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

تجربه های علمی نشان می دهند که اکثر افراد مصرف کننده ی مواد مخدر دارای مشاغلی استرس زا مانند شغلهای آزاد و یا شغلهایی هستند که رانندگی در آنها نقش عمده ای دارد. به طور میانگین کورتیزول موجود در خون این افراد 10 برابر میزان استاندارد است . در آزمایشی دیگر به  موشهای آزمایشگاهی ماده ی باردار به وسیله ی شوک ضعیف الکتریکی استرس وارد شد پس از مطالعات دقیق مشاهده شد نسل سوم این موشها یعنی فرزندِ فرزندِ آنها پاسخگویی متفاوتی نسبت به مواد اعتیادآور دارند  و این امر از خاصیت کورتیزول در مغز ناشی می شود . کورتیزول باعث افزایش چربی و کلسترول خون می شود که پیامد آن مشکلات قلبی عروقی است. همچنین باعث افزایش قند خون نیز می شود که منجر به دیابت می شود . پوکی استخوان از دیگر عوارض آن است چون تمام کلسیم را از استخوان خارج و به خون پمپ می کند . کلسیم در خون قدرت انقباضی عضلات را در کوتاه مدت افزایش می دهد ( از جمله قلب ) اما در بلند مدت قلب را آماده ی ایست قلبی می کند . اما کورتیزول در مغز چه عملی انجام می دهد؟ کورتیزول در مغز اجازه ی بالغ شدن سلولهای عصبی مغز را نمی دهد و سلولهای بالغ را نیز وارد فاز خودکشی می کند این عمل در آمیگدال انجام می گیرد. در یک آزمایش افراد دارای استرس زیاد به وسیله ی FMRIمشخص شد که قسمت های از مغز که بایستی فعال باشند غیر فعالند. در این فرایند هیپوکمپ در مغز نیز از بین می رود بنابراین استرس باعث ایجاد فراموشی می شود. بخش دیگری از بدن که بر اثر استرس آ؛سیب می بیند ناحیه ای از مغز است که روی استخوان حدقه چشم قرار دارد که به آن اوربیتوفرونتال گفته می شود . این قسمت از مغز محل ایجاد عمل قضاوت در انسان است. در نتیجه قدرت قضوت در افرادی که تحت تأثیر استرس قرار دارند  از بین میرود و بنابراین در جای لازم عمل مناسب را انجام نمیدهند . یکی دیگر از اثرات کورتیزول در برخورد با برخی سلول ها نمود پیدا می کند به طوریکه براثر بخورد با کورتیزول تعداد آنها به شدت رو به افزایش می رود که به اصطلاح عموم مردم به آن سرطان می گویند. مهمترین عارضه ی استرس زخم اثنی عشر و معده است که عموم مردم بیشتر با آن مواجه هستند.

از دیدگاه دیگر ما 3 نوع استرس داریم. 1- استرس روانی 2- استرس فیزیکی 3- استرس گردش خون

استرس گردش خون با کهش حجم خون ایجاد می شود مانند اهداء خون . استرس های فیزیکی نه تنها مضر نیستند بلکه بسیار مفیدند و جلوی استرس های روانی را نیز می گیرند مانند ورزش. بعد از ورزش هورمونهایی مانند دوپامین ، آدرنالین و سروتونین در مغز ترشح می شود و در واقع مغز رفرش refresh می شود درست همان حالتی که بعد از یک خواب فیزیولوژی انجام میگیرد . ذکر این نکته حائز اهمیت است که تنها فعالیتی ورزش محسوب می شود که در پی آن ضربان قلب برای مدت 10 الی 15 دقیقه 20% افزایش پیدا کند. در استرس های روانی غلظت کورتیزول در خون خیلی بالا می رود ولی در مقابل ادرنالین نور ادرنالین تفاوت چشمگیری نمیکند،درست نقطه مقابل استرسهای فیزیکی.بالا رفتن کورتیزول عواقب خطرناکی در پیش دارد و میتواند به انواع بیماریها منجر شود.مهمترین بیماری که بعد از استرسهای روانی به سراغ فرد می آید دیپریشن یا افسردگی و اضطراب است که درصد آن در خانمها بیشتر از آقایان است.در بین زنان سه نوع افسردگی وجود دارد 1- افسردگی کوتاه مدت یا گذرا 2- افسردگی مزمن 3- افسردگی اساسی

هنگامی که حادثه ای رخ میدهد چه تلخ باشد چه شیرین قسمتهایی از دستگاه غدد درون ریز فعال میشود تا بتواند عوارض جسمی این استرس را کنترل کند.هنگام رخداد یک حادثه ی خوب،خوشحالی ایجاد شده باعث افزایش گردش خون میشود،ضربان قلب بالا میرود و تعداد تنفس بیشتر میشود،این عکس العمل نیازمند قند خون است در نتیجه سیستمی که قند خون را کنترل میکند فعال میشود و در پی آن هورمونهای تولید کننده قند خون و هورمونهای جذب قند خون فعالیت خود را افزایش میدهند،بنابراین وضعیت خونی عوض میشود و اگر این تغییر کنترل نشود منجر به ایست قلبی میشود.رخدادهای بد نیز همین واکنش را بدنبال دارند.کنترل این واکنش در صورت کوتاه مدت بودن آن برای بدن مقدور میباشد ولی در صورت تکرار و بلند مدت بودن آن این امر نه تنها کنترل نمیشود بالکه به حالت دومی میرسد.در حالت دوم مغزنیز درگیر میشود،در اینجا سیستم از کنترل دستگاه هورمونی خارج و به کنترل دستگاه مغزی درمی آید.نتیجه درگیری مغز یک حالت برانگیختگی شدید مانند بی خوابی است که باعث میشود تمام کنترل کننده های مغز بهم بریزند و لذا رفتارها در پس این تغییرات بهم میریزد.

بقیه در ادامه مطلب>>



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : استرس، مقالات،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : کامران کریمی
آپلود عکس

افسردگی همان چیزی است که در تصور عامیانه به آن بی حالی میگوییم. در واقع موقعی که حس و حال کاری نداریم ما دچار افسردگی شده ایم. افسردگی جز بیماری و مشکلاتی است که در دستگاه عصبی رخ میدهد و با یک بحث پیچیده در مغز سروکار دارد. در افسردگی قسمت های متعددی از مغز که یکی از آنها سیستم پاداش مغز می باشد به تدریج فعالیت آن کم میشود که به همین دلیل بعد از مدتی فرد دچار عدم احساس و عدم توانمندی میگردد و هیچ چیزی فرد را خوشحال نمی کند و به همه چیز بی تفاوت میشود، حتی وضعیت ظاهری خود. ما اگر بتوانیم به نحوی این سیستم را تحریک کنیم افسردگی کاهش می یابد، برای این کار از داروهایی استفاده میگردد که باعث میشود سروتونین مغز و همینطور دوپامین و نورآدرنالین در سطح مغز افزایش پیدا کند اما باید به این نکته توجه کرد که مصرف این داروها به مدت طولانی اعتیاد آور می باشد. بطور متوسط بیست درصد از مردم جامعه درجه ای از افسردگی دارند.

بطور کلی افسردگی دو نوع می باشد: 1- افسردگی حاد 2- افسردگی مزمن

افسردگی حاد موقعی پیش می آید که یک استرس و یا پیش آمد ناگهانی رخ بدهد و زمان آن یک الی دو ماه می باشد.

افسردگی مزمن بنا به دلایلی متعددی بوجود می آید به عنوان مثال ممکن است یک عامل وضعیت اجتماعی و یک عامل دیگر اقتصادی و یا همسر و یا خانواده یا شغل باعث بیماری گردد، که درمان این نوع افسردگی فوق العاده سخت و دشوار می باشد.

اما چه بکنیم که دچار این بیماری نشویم؟

مهمترین کار در کاهش افسردگی منظم شدن خود فرد می باشد، یعنی اینکه هر کاری در همان زمان خودش انجام بدهیم و دومین بخش استراحت در وسط روز می باشد. مثلاً بیست دقیقه خواب در ظهر و سومین کار کاهش استرس می باشد. منظور آن دسته از استرس هایی که با مدیریت فرد میشود کاهش داد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه کمبود آهن در بدن باعث میشود تا تمام سیستم موتامی مغز از کار بیفتد که نتیجه اش ایجاد بروز عصبانیت در فردی شود. آزمایشات نشان داده است که اگر آهن خون پایین بیاید آهن مغز هم کاهش پیدا میکند.

بطور کلی آهن در مغز جایگاهی دارد و به این جایگاه ها گیرنده می گوییم و این گیرنده ها ساختمانی دارند که از جنس پروتئین است که آهن باعث میشود ساختمان این گیرنده ها حفظ بشوند و در نتیجه مواد دوپامین و سروتونین به خوبی ترشح میشود، و برای کمبود آهن می توان از مواد غذایی از جمله اسفناج- جگر- و قرص آهن و یا پودر آهن که در داخل آبلیو حل میشود و نیز غذا خوردن در ظروف مسی بی تأثیر نیست.

 

با احترام مسافر بهرام جهاندیده

 خلاصه سی دی افسردگی





نوع مطلب :
برچسب ها : افسردگی، مقالات، سی دی،
لینک های مرتبط :
شنبه 10 بهمن 1394 :: نویسنده : کامران کریمی

اعمال انسان از تفکرات او بوجود می آید . اگر هر فردی دچار تفکرات غلط شود در سطوح زندگی به مشکلات عدیده ای می رسد . تفکرات عقلانی انسان را به سمت نور و آینده درخشان هدایت می کند . افکار مثبت از عقل سلیم بر می خیزد و اگر کسی بخواهد به سطوح بالا از لحاظ تفکر صحیح برسد باید علم پیدا کند و این علم در اثر دو سال مطالعه دروس به دست نمی آید و نیازمند آموختن و سعی تلاش بسیار در یادگیری و به کار بستن آموخته ها است.

 یکی از منابع با ارزش آموزشی کتاب قرآن است . مطالعه دروس به دست نمی آید و نیازمند آموختن و سعی تلاش بسیار در یادگیری و به کار بستن آموخته ها است. یکی از منابع با ارزش آموزشی کتاب قرآن است . امروزه استفاده مفیدی از مطالب و معانی قرآنی نمی شود و بیشتر کتاب قرآن حالت تزئینی در کتابخانه ها را پیدا کرده است. در برخی از خانواده ها شاید سالی یک بار آن هم برای تزئین سفره هفت سین کارایی دارد. این فرهنگ غلط در بعضی از جوامع مسلمان جا افتاده و بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی می گویند درک مطالب قرآن سخت و لافهم است. اگر دقیق تر آیات قرآنی را مطالعه کنیم به این نتیجه می رسیم که خداوند در قرآن بدون هیچ تعارفی با بندگان خود صحبت می کند ابتدا انسان را راهنمایی و بعد به عقوبت کار بد و پاداش عمل نیک واقف می نماید. یکی دیگر از دلایلی که باعث شده کلام الله مقداری جاذبه خود را از دست بدهد اصرار بیش از حد روی قرائت و نوشتن آیات است که این در جای خود با ارزش است ولی نباید باعث به حاشیه رفتن هدف اصلی کتاب قرآن شود. 

از مطالب با اهمیت دیگر که در سوره های قرآن از آن مکرراٌ یاد شده است اذعان به یکتایی خداوند و شریک قرار ندادن برای اوست. کلمه شرک از شریک قرار دادن برای پروردگار آمده است و از گناهان کبیره برای بندگان محسوب می شود. اگر به تاریخچه به وجود آمدن شرک نگاهی بیندازیم از همان روز الس که خداوند متعال حضرت آدم و همسرش را آفرید به آنها دستور داد از میوه ای خاص نخورند ولی آنها دچار تردید در امر خداوند شدند و نقض فرمان کردند و خداوند برای کیفر عمل بد آنها دستور به بیرون راندن آن دو از بهشت فرمودند. در دوران بعدی می توان به کلیساها اشاره کرد که تا جایی پیش رفته بودند که می گفتند حضرت عیسی فرزند خدا است و اگر کسی با این نظر آنها مخالفت می کرد مجازاتش مرگ بود و ... البته امروزه بت پرستی به سبک و شکل قبل نیست. 

امروزه شرک در صور پنهان انسانها نمایان می شود. حال می پرسید چگونه شرک در صور پنهان افراد به وجود می آید ؟ خداوند به انسان قدرت انتخاب داد و اختیار داد تا انسان مسیر حرکت خود را برگزیند. اختیار با شرک تأثیر مستقیم دارد برای مثال در مسئله اعتیاد انسانی که دچار شرک شود اختیار خود را از دست می دهد و خداوند هم توسط همان اعتیاد او را مجازات می کند. در مورد مسئله اعتیاد ما یکسری از فرمانها را نقض کرده ایم و در جواب بسیاری از نعمتهایی که شاید برای ما مقرر شده بود را از دست دادیم. انسان مصرف کننده به شکل دیگر مواد مخدر را به عنوان خدای خود انتخاب می کند و مواد مخدر سرنوشت او را رقم می زند مثال: برای او ساعت خواب را تعیین می کند برای او ساعت کار ساعت خندیدن ساعت در کنار خانواده بودن و روز سفر و غیره را معین می کند. انسان مصرف کننده را بنده حلقه به گوش خود می کند . 

شرک نه تنها فقط برای افراد مصرف کننده مواد مخدر است بلکه می تواند درون اشخاص دیگر جامعه هم مجسم شود. انسانی که بطور دائم نقض فرامین الهی را انجام می دهد مجسمه شرک را در صور پنهان خود می سازد. حس، ذهن و عقل او آلوده به گناه می شود انسانها باید این مسئله را بسیار جدی بگیرند و با تفکر سالم و یاری جستن از خداوند از شکل گیری شرک در جود خود جلوگیری کنند. جدی نگرفتن این موضوع در کار روزمره و شغل می تواند تبلور نماید. اگر پروردگار را سرمنشأ هر چیزی که در هستی وجود دارد بدانیم و او را خالق ( ثروت، فقر، درد، شفا، فرزند، شادی و غم ) بدانیم و آنها را نکو و حکمت خداند برای بندگان بدانیم به سمت شرک و تاریکی حرکت نمی کنیم .

با احترام عباس رحمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات، شرک،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 بهمن 1394 :: نویسنده : کامران کریمی

 

 می توانی، می شود، راه هست!

اگر می گویی نمی توانم پس نمی توانی؛

اگر می گویی نمی بینم پس نمی بینی؛

اگر می گویی نمی شود پس نمی شود ؛

ما همانی هستیم که فکر می کنیم و هستی همان چیزی را به ما می دهد که  باور ناخودآگاهی ما از آن می خواهد.هستی با ما همان برخورد را می کند که ما زمینه آن را فراهم می کنیم. اگر باور اینکه  هیچ وقت نمی توانید کاری را به درستی انجام دهید در ناخودآگاهی شما ثبت شده باشد، پس ناخودآگاه هیچوقت نمی توانید کاری را به درستی انجام دهید .

اگر باور شما  ((نمی شود))  باشد، پس ناخودآگاه ذهن، چشم و دست و پای شما بسته می شود تا نه ببینید و نه پیش بروید. اهمیت باورهای نهفته در ضمیر ناخودآگاه و نیمه خودآگاه ما به حدی است که سرنوشت ما را رقم مـی زند. اینکه گفته اند همیشه مثبت بـاشید و مثبت بگویید یا هرگز نگویید  نمی توانم  یا   نمی شود  درست است اما آنچه که از مثبت گفتن و مثبت فکر کردن مهم تر است و باید اصلاح گردد، باور نهفته در ما است، می توانیم نام آن را  باور اصلی  بگذاریم .

این باور اصلی ماست که به رفتارها و زندگی ما جهت می دهد. ممکن است ما چیزی را دوست داشته باشیم  اما با چیزیکه انتخاب می کنیم یا با چیزی که درباره آن فکر می کنیم، با رفتاری که انجام می دهیم و با چیزی که به آن باور داریم در تضاد باشد. یعنی میان علاقه، فکر، رفتار،گفتار و باور ما تضاد وجود دارد و وجود ما یکپارچه و همسو نیست. یکی از مهم ترین مسائلی که در دستیابی به اهداف ما کمک می کند  همسویی خواست و علاقه ، با رفتار و با فکر و با باور ما است.

زمانی که کل وجود ما در یک همسویی قرار می گیرد احتمال دستیابی به هدف، شاید با جرات بتوان گفت که ده برابر می شود . زمانی که ما باور داریم و می گوییم نمی شود ، نمی توانم ، راهی نیست و... در واقع راه را بر هستی برای نجات خود می بندیم، به کل هستی این پیام را صادر می کنیم که همه راه ها را به سـوی ما ببندد. چرا؟ چون نمی توانـم، نمی شود، ممکن نیست، راهی نیست، تغییر نمیکنم، تـغییر نمی کند، شانس ندارم و ... موفقیت امری شانسی نیست بلکه کاملأ به درون ما و رفتار ما وابسته است .

کلمات ما خلق می کنند، باورهای ما خلق می کنند، ما یک شوخی یا اتفاق نیستیم، ما خالق هستیم و اینکه چه چیزی را در زندگی خود خلق کنیم کاملأ به خود ما بستگی دارد .

با تفکر، ساختارها آغاز میگردد و باورها ایجاد میگردند اما نهایتأ با حرکت است که راه نمایان میگردد.





نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 بهمن 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان، مواد مخدر یا همان مواد افیونی كه به عامه از آن سخن گفته می شود به یك ترس همیشگی در میان خانواده ها تبدیل شده است، ترسی كه در روح و ذهن پدر و مادرها رخنه كرده تا نكند پاره تنشان به آن مبتلا و در گرداب مواد فرو بروند اما متاسفانه با تلاش مسولین مربوطه در این حوزه همچنان میل استفاده از مواد مخدر در میان برخی جوانان وجود دارد و روز به روز نیز افزایش میابد.

مواد مخدری كه نوع آن از گذشته تا به امروز در حال تغییر است یا به نوعی همراه با پیشرفت تكنولوژی این مواد نیز مدرن و مدرن تر می شوند تا از قافله پیشرفت جا نمانند، از تریاك تا گل ،كراك و هرویین و حال امروز نیز خبرهایی مبنی بر ورود هرویین چینی توسط چشم بادامی ها به كشور به گوش می رسد.

**هروئین چینی همان کراک ایرانی است؟!

هروئین چینی ماده مخدر جدیدی که این روزها با نام های مختلف در بین دستان توزیع کنندگان مواد جابه جا و بین معتادان توزیع می شود.

چینی ها اكنون پس از كپی كردن هر آنچه كه به ذهنشان خطور می كرد به سراغ كپی كردن مواد مخدر آن هم از نوع هرویین روی آورده اند.

كپی از هر وسیله و یا ماده ای كه به طور قطع برایشان بسیار ارزان قیمت تر از قیمت حقیقی آن شی برای مصرف كننده تمام می شود شیوه ی فعالییت چشم بادامی ها است، و در این بین هستند افرادی كه بر اساس عادت به دنبال خرید ارزان قیمت آن هم به هر طریقی هستند غافل از اینکه همان شی یا ماده مصرفی در خانواده اگر نامرغوب باشد می تواند هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ روحی به آنها ضربه وارد کند ،حالا با یك حساب سرانگشتی می توان به نتیجه ای بزرگ و أساسی برسیم چرا كه مواد مخدر به خودی خود دارای عواقب خطرناكی هستند اما وای به روزی كه همان مواد مخدر ناخالصی هایی افزوده شود.

به گفته ی برخی كارشناسان هرویین چینی همان کراک است اما قاچاقچیان مواد مخدر با زیركی تمام و با توجه به اینكه مضرات كراك برای مصرف كنندگان مشخص شده است از این رو نام این ماده  مخدر را تغییر داده و روانه بازار كردند.

**هرویین چینی ورژن جدیدی از مواد مخدر


هروئین چینی در واقع ترکیبی از شیشه و هروئین و همان کراک ایرانی است که مخلوطی از شیشه و هروئین را تشکیل می‌دهد.

ذبیح الله حسینی نژاد داروساز و مسئول جامعه پزشکان ری درباره واردات هروئین چینی گفت: در واقع انحصار بازار ما را چینی ها گرفتند، آنها روی آوردند به بازار هروئین، که حتی در بازار اعتیاد هم، آن را تصاحب کنند.

حسین نژاد در ادامه عنوان داشت: افراد معتاد دنبال توجیه هستند و به دنبال چیز دیگری می‌گردند و برای اینکه بازار را قبضه کنند یک موضوع جدیدی را مطرح می‌کنند. مثل راحت مصرف کردن، غلظت بالا، و بسته بندی جدید، باعث ترغیب و تشویق و توزیع بهتر با قیمت پایین در دست فرد معتاد می‌شود. اعتیاد جهت خود را عوض می‌کند ،هروئین چینی جای شیشه را گرفته است.

وی تاکید کرد: هزینه‌ای که به کشور ما واردمی‌شود چند برابر هزینه جنگ تحمیلی است. با این تفاوت که جوان در آن زمان جان خود را برای جبهه هزینه می‌کرد و این جوان خود را به تباهی می‌کشاند و برای این امر حرفی برای گفتن ندارد صدمات روحی که به خانواده و دوستان و جامعه وارد می‌کند قابل مقایسه با دوران جنگ نیست.

حسین نژاد ادامه داد: اگر مواد وارداتی که به صورت تزریقی به سهولت و آسانی به دست فرد معتاد می‌رسد، فرد معتاد را با مقبولیت بیشتری به سمت این مواد می‌کشاند . اگر به شکل خوراکی و به شکل کشیدن این کار انجام می شد عوارضش کمتر بود ولی حالا تکرار سرنگ‌ها و اشتراک آن هم باعث به وجود آمدن عوارض چند برابر شده است. که در واقع می‌توان گفت حدود ۷۰ درصد معتادان به سمت هروئین جدید کشیده می شوند.

به گفته یوسف دولتی، مدیرعامل مرکز اقامتی ترک اعتیاد مهراندیشان آفاق، در حال حاضر تزریق "هروئین چینی” که از مشتقات شیمیایی شیشه است و به راحتی در آب حل می‌شود، شیوع بسیار بالایی پیدا کرده‌ است.

**هروئین چینی وجود دارد یا نه؟


اما و اگر های بسیاری درخصوص ورود و یا عدم ورود هرویین چینی در كشور وجود دارد و در تازه ترین اخبار اینگونه كه به گوش میرسد چینی ها ورود این مواد وا به جد تكذیب كرده اند.

معاون کاهش تقاضا و مشارکت های مردمی ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به برخی شایعات مبنی وجود هروئین چینی در کشور افزود: اعلام وجود هروئین چینی در کشور فقط بازی کردن برخی قاچاقچیان با بازار موادمخدر است چون قیمت مواد افزایش یافته قاچاقچیان با یکسری مواد و نام ها سعی می کنند جای خودشان را در بازار باز کنند.

وی تصریح کرد: ما گزارشی مبنی بر ورود هروئین چینی در کشور نداریم و این موضوع نیز باعث حساسیت سفیر چین در ایران شده و ما این موضوع را تائید نمی کنیم.

سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز در خصوص تزریق شیشه و ورود هروئین چینی به بازار، ضمن رد هرگونه گزارش مکتوب در این خصوص گفت: مطرح شدن موضوع هروئین چینی در رسانه‌ها باعث اعتراض سفیر کشور چین در ایران شد و این درحالی بود که هیچ گزارش مکتوبی در این خصوص به دست ما نرسیده است.

**سقوط معتادان به ورطه نابودی


انواع مخدرها، هر چقدر دوز آنها بالا برود، میزان تخریب بیشتر می‌شود که این یکی از مضرات مواد مخدر است ، مخدرها به گونه‌ای هستند که اگر کنترل بر مصرف مدیریت نشود قطعا با بالا رفتن دوز مصرف، معتاد به ورطه سقوط و نابودی کشانده می‌شود و به همین دلیل ویژگی و خاصیت مخدر، سوء مدیریت در میزان مصرف و بالا رفتن میزان آن می‌شود، که فرد معتاد به تدریج متوجه سقوط و نابودی خویش در دام اعتیاد می‌شود.

جعفر بای جامعه شناس در خصوص مصرف مواد مخدر گفت: درجه تخریب در فرد معتاد بیشتر است، قیمت آن ضربه اقتصادی مهلکی وارد می‌کند، اقتصاد خانواده معتاد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به تبع آن اقتصاد جامعه هم بی‌تاثیر نیست.

وی افزود:از لحاظ بعد اجتماعی، فردی که کراک ایرانی یا همان هروئین وارداتی مصرف می کند، منفور و مغلوب و به انزوای کامل کشیده می شود، یعنی کارایی خود را به عنوان یک عنصر اجتماعی از دست می دهد، به گونه‌ای به حاشیه رانده شده و کاملا تبدیل به یک مصرف کننده بی خاصیت می‌شود و از یک انسان مولد، تبدیل به یک انسان مصرف کننده مرگ می‌شود.

بای اظهار داشت: مخفی شدن ، پنهانی بودن مصرف مواد مخدر وارداتی و . . .باعث شده تا آمار دقیقی از میزان مصرف و تعداد مصرف به علت زیر زمینی شدن این پدیده وجود نداشته باشد و همین امر موجب شده که هر روز آمارافراد معتاد در کشور افزوده شود و این یک معضل اجتماعی است.

وی همچنین در ادامه تاکید کرد: اگر بتوانیم روش مبارزه با مواد مخدر را با علنی سازی و نظارت کنترل کنیم و نگذاریم زیر زمینی شود، چون سازمان یافته و پنهان از چشم ما می‌شود و آمار شفاف و روشنی نداریم که به لحاظ علمی راه درمانی برای آن بیابیم ، بهتر است ما برای مبارزه با مواد مخدر از یافته‌های تحقیقات میدانی و پژوهشها استفاده کنیم.

بهتر است باور کنیم که مصرف مواد مخدر در هر نوع و به هر روشی هم روح هم جسم و هم شخصیت اجتماعی ما را از بین می برد كه ای كاش هرچه زود تر مصرف آن ریشه كن شود.

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب :
برچسب ها : اخبار، هروئین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 بهمن 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

اساسا استرس به چه چیزی گفته می شود؟ 

هر عاملی که بخواهد وضعیت موجود بدن را تغییر دهد و ثبات بدن را به خطر بیاندازد استرس نام می گیرید. استرس ممکن است یک موضوع مانند کمبود غذا باشد به طوریکه بدن به نیازهای خودش نرسد . 

استرس در بدن چه واکنشی انجام میدهد و چه فعالیتی را در بدن به دنبال دارد که به اصطلاح می گوییم: بدن با استرس کنار می آید یا آن را خنثی می کند؟ هنگامی که بدن در مقابل یک عامل استرس زت قرار میگیرد دو سیستم در بدن فعال می شود. اولین سیستمی که فعال می شود سیستمی است که شامل مسیری میشود که از هیپوتالاموس شروع شده سپس به هیپوفیز یا نخود مغز و در نهایت به غدد فوق کلیوی ختم می شود. این مسیری است که به آن مسیر واکنش به استرس می گویند . وقتی فعالیت دستگاه استرسی شروع می شود یک هورمون از هیپوتالاموس ترشح می شود که باعث ترشح هورمون دیگری از هیپوفیز می شود و در نهایت منجر به ترشح هورمونی به نام کورتیزول از غدد فوق کلیوی می شود این تنها بخشی از پاسخ بدن به استرس است. 

از جمله عملکردهای کورتیزول در بدن افزایش میزان قند خون است همچنین قلب را اماده میکند تا اپینورفین و نور اپینورفین ( ادرنالین و نورادرنالین ) که میزان آن در خون در هنگام استرس بالا می رود بهتر بتواند اثر خود را بگذارد ، درواقع قلب سریعتر ضربان داشته باشد. به همین دلیل است که در مواجه با استرس ضربان قلب افزایش پیدا می کند . کار دیگر کورتیزول بهبود عملکرد دستگاه تنفسی است که باعث عمیق تر و تند تر کارکردن آن می شود. دومین سیستمی که در مقابله با استرس فعال می شود بخشی از دستگاه عصبی به نام دستگاه خودمختار یا خودکار است که خود شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود . سیستم سمپاتیک باعث می شود که فشار خون و ضربان قلب افزایش پیدا کند( به دلیل ترشح ادرنالین و نورادرنالین) از آن طرف پاراسمپاتیک برعکس سمپاتیک کار می کند بدین معنی که ضربان قلب ، فشار خون و تنفس را کاهش میدهد تضاد این دو سیستم برای عدم رسیدن سیستم بدن به بن بست است. 

اگر دستگاه سمپاتیک را از کار بیاندازیم دستگاه پاراسمپاتیک کاری می کند که قلب بدون اراده شروع به دفع مواد کند در مقابله با استرس و بسته به شدت آن این اتفاق خواهد افتاد. اگر چندین بار کاری استرس زا انجام دهیم به دنبال آن شرطی می شویم برای مثال در هنگام ورزش ضربان قلب بالا می رود اگر فردی به طور مرتب ورزش کند همین که ساک خود را برای رفتن به باشگاه بردارد به طور خودکار ضربان قلب او افزایش پیدا می کند و تنفس تغییر می کند. در واقع دستگاه استرسی بدن به حالت هایی که برایش رخ می دهد شرطی می شود .تعادل میان دو سیستم شامل سمپاتیک و پاراسمپاتیک و نیز سیستمی که شامل هیپوتالاموس ، هیپوفیز و غدد فوق کلیوی می شود بسیار حائز اهمیت است. هنگامی که شخص تحت تأثیر استرس قرار میگیرد یکی از این دو سیستم بیشتر واکنش می دهد دلیل این امر انواع مختلف استرس است. به طور کلی استرس به دو دسته تقسیم می شود.

1- حاد 2- مزمن

بقیه در ادامه مطلب>>



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات، استرس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 دی 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

"هر کس دو روزش همگون باشد، زیان‌دیده است

با استناد به این سخن از حضرت علی اگر انسان در طول یک روز کوچکترین جابجایی مثبتی نداشته باشد، متضرّر شده است. این جابجایی را می‌توان تغییر در میزان دانایی و به‌ویژه دانایی مؤثر تعبیر کرد. حال این تنها در مورد یک روز است ولی اگر صحبت سال‌ها زندگی باشد می‌توان به ارزش آن و در صورت بی‌توجهی، به عمق فاجعه پی برد.

انسان به چه جهت به زمین خاکی گسیل داده شد؟!

پس‌ازاینکه انسان نقض فرمان و در پی آن طلب بخشش کرد، قدرت مطلق انسان را مورد عفو خود قرارداد ولی بلافاصله فرمانی صادر کرد. آن فرمان مقدس چه بود؟ حرکت کنید و راه گمشده خود را بیابید و درنهایت به مکانی که از آن انشعاب یافته‌اید بازگردید. این فرمان زیربنای سایر فرامین قدرت مطلق است و نقض آن یعنی نقض تمامی فرامین.

اگر کمی به روند رشد تکاملی خود با چشم عقل بنگریم، ممکن است سه حالت را احساس و مشاهده بنماییم؛ حالت اول: صعود یا پیشرفت؛ حالت دوم: سکون یا عدم‌تغییر؛ و حالت سوم: سقوط یا پسرفت.

حال اگر از پشت شیشه عینک وادی هشتم به این موضوع بنگریم حالت دیگری را نظاره‌گر هستیم. بله دو وضعیت بیشتر وجود ندارد؛ اول صعود یا پیشرفت، دوم سقوط یا پسرفت. سؤال پیش می‌آید سکون چه جایگاهی دارد؛ سکون یعنی سقوط، یعنی زیانکار بودن، یعنی نقض فرمان حرکت.

جهان و جهان‌ها جاری هستند؛ سکون یعنی نیستی و ما هست هستیم و جاری! و زمانی که فکر می‌کنیم در حالت سکون و ثابت هستیم درواقع در حال فرورفتن به اعماق تاریکی هستیم و این نتیجه نقض فرمان قدرت مطلق است که آن فرمان، فرمان حرکت بود.

به همین خاطراست که اساتید به زیبایی هرچه‌تمام‌تر این قضیه را بیان می‌کنند تا شاید تفکر خواب‌آلوده، رنگ بیداری به خود بگیرد:

"بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت نمایید".

باید حرکت کرد حتی با ایجاد نقطه‌ای کوچک در یک‌لحظه، که سرآغاز خطی نو خواهد بود.

این تلاش ادامه دارد و خستگی بی‌معناست؛ چون در مسیری هستیم که پیشروی آن الله است؛ باید محکم و مستدام باشیم و از سختی‌ها نهراسیم که هدف والای ما زهر را در کام ما چون عسل خواهد کرد.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید                     یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی

به نام خدا

گفتم که چرا دورتر از خواب و سرابی           گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی     

فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی            گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی          

گاهی اوقات قدرتی در سکوت است که میتونه کوه رو بشکافه،درسته همان صبر البته با کمی تغییرات.نکته مهم اینجاست که هر کاری باید در جای و گاه مناسب خودش انجام گیرد در واقع مکان یابی و زمان یابی آن از خود فعل دشوارتر است و به آن به گونه ای "قدرت تشخیص" میگویند.کوچکترین اشتباه در این مسئله که از فاکتورهایی تشکیل شده(مانند عجول بودن،دور بودن از فرمان عقل،قضاوت،ترس،ناامیدی و ... که همه آنها زیر مجموعه جهل و نادانی است) موجب برهم زدن تعادل و عاقبت منجر به تباهی میشود.                                 

پس صبر کنیم و در صبر نیز اندکی صبر کنیم.کمی سکوت و تامل لازم است تا متوجه شوی که باید بسوزی و بسازی(اگر خواهان رهایی هستی)،نه مانند یک قربانی(12) بلکه در آهنگری روزگار از آن آهن کدر و بی اثر با عنایت آتش و پتک و البته زمان،به شمشیری صیقل داده شده و بران(21) تغییر جایگاه بدهی و این لازمه آن است.در آخر امر،امر اول اجرا میشود. باید اندیشید.                  





نوع مطلب :
برچسب ها : مقالات، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 دی 1394 :: نویسنده : محسن میرزامحمدی
كنگره 60 به منظور رهایی معتادینی كه همواره خواستار رهایی از اعتیاد بوده اند و راه حل منطقی برای درمان خود پیدا نكرده اند تشكیل گردیده است این كنگره بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتیاد سخن می گوید و از نصیحت كردن پرهیز می نماید ما به هیچ گروهی وابسته نیستیم و از نظر مالی به خود متكی می باشیم و می توانیم حامیانی داشته باشیم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کنگره 60 درمان اعتیاد -------------------------------------------- کنگره 60 درمان اعتیاد
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات